کودک و نوجوان
1398/05/22 17:01

خردسالان چه ترس هایی دارند؟والدین باید با این ترس ها چطور برخورد کنند؟

به طور کلی میتوان گفت در میان خردسالان ترسهای زیادی متداول است. رایج ترین ترسهای کودکان عبارتند از ترس از غریبه ها، تنهایی، تاریکی، طوفان، روح و هیولا، حیوانات و حشرات، و ترس از جدایی. حتی بسیاری از کودکانی که در محیطی شاد و امن بزرگ میشوند نیز ترسهایی دارند. کودکان ۲ تا ۶ ساله بطور متوسط چهار یا پنج ترس دارند. اما بتدریج از میزان و شدت ترسهای آنها کم می شود. از طرفی ترسهای کودکان بسیار متنوع است، به گونه ای که ممکن است کودکی از دیدن یک سگ بترسد اما کودک دیگری که همسن اوست، این ترس را نداشته باشد. 

بعضی ترسها در برخی سنین کودکی متداول ترند. مثلا ترس از غریبه ها و حتی بستگانی که کودک آنها را به طور مرتب نمی بینند، از حدود سنین شش یا هفت ماهگی تا قسمت قابل توجهی از سال دوم زندگی کودک، ترس از مخلوقات خیالی در ۲ سالگی، ترس از تاریکی در ۴ سالگی، ترس از غریبه ها بین ۶ تا ۹ ساله ها و ترسهای اجتماعی و ترس از شکست در بین کودکان بزرگتر رایج هستند. 

ترسهای کودکان عمدتا موقتی هستند، و حدودا نیمی از آنها ظرف "سه ماه" برطرف می شوند. کودکان غالبا به دنبال ترسیدن، ساکت و گوشه گیر میشوند و برخی نیز با نا امیدی به والدین خود می چسبند. 

برخی از دلایل اینگونه ترسها عبارتند از:

تجارب محدود خردسالان، اطلاعات ناقص و پراکنده ی آنان و تصورات و نظریات نادرست آنها در مورد دنیا. از طرفی قوه ی تجسم  روشن پیش دبستانی ها نیز در ترس آنان از تاریکی، مخلوقات عجیب، هیولا، و جن ها نقش دارند. گاها تجربه ای خاص موجب ترس شدید کودک می شود. مانند دیدن یک حیوان برای اولین بار، یا تماشای برنامه ای ترسناک از تلویزیون.

فراموش نکنید که رفتار والدین در شکل گیری ترس در کودکان مؤثر است. مثلا پدر یا مادری که بدون توجه به حضور کودک، هنگام مشاجره، تهدید به جدایی و متارکه کند، یا مادری که به خردسال شلوغ خود هنگام خرید، می گوید اگر باز هم شلوغ کنی، تو را همینجا رها میکنم، چنین رفتارهایی میتواند باعث شکل گیری ترس در کودک شود. کودکان همچنین بدلیل توجه زیاد به نحوه ی واکنش نشان دادن والدینشان در برابر محرکهایی چون حشرات، تاریکی و ... آن برخورد را یاد میگیرند. مثلا اگر مادری با دیدن ک سوسک در آشپزخانه جیغ بکشد، احتمالا فرزند خردسالش نیز که این رفتار مادر را دیده، از سوسک خواهد ترسید. 

گاهی نیز ترسهای کودکان از طریق شرطی شدن اتفاق میفتد. مثلا همزمان شدن حضور پزشک، درد و آمپول میتواند ترس از بیمارستان و پزشک را در کودک ایجاد کند.

والدین چطور برخورد کنند؟

کودکان معمولا ترس های اولیه ی خود را پشت سر میگذرانند و تنها موارد معدودی از این ترس ها، شکل اختلال به خود می گیرد و نیاز به بررسی و درمان بالینی دارد. در اکثر موارد حمایت و دلگرمی دادن آرام والدین برای غلبه ی کودک بر ترسهایش کافیست. درک کردن کودک بسیار مهم است.  هرگز به فرزند خردسال خود نگویید، "اینکه ترس نداره" یا تو "نباید بترسی"، به کودک خردسال خود بگویید میتوانم درک کنم که تو ترسیده ای، اما با هم سعی می کنیم این ترس را از بین ببریم، پس آرام باش و برایم در مورد ترست حرف بزن. 

پدر و مادرها نباید فرزندشان را بابت ترسهایش مسخره یا در حضور دیگران خجالت زده کنند‌. مجبور کردن بچه ها برای غلبه بر ترسهایشان نیز تأثیرات سویی دارد، این کار باعث میشود کودک از روی اجبار ترسش را بروز ندهد اما این به این معنا نیست که دیگر ترسی ندارد. والدین باید به ترسهای فرزندشان احترام بگذارند و پیش از هر کمکی به آنها فرصت بدهند که به محیط اطرافشان عادت کنند‌. گاهی نیز وجود یک الگوی همسن و سال میتواند به کودک در غلبه کردن بر ترسهایش کمک کند، مثلا کودکی که از یک عروسک خاص میترسد را با کودک همسن خودش، که براحتی و بدون هیچ ترسی با آن عروسک بازی میکند، روبرو کنید تا او این صحنه را ببیند، "تأکید میکنم فقط مشاهده کند" قرار نیست کودکتان را مقایسه کنید، یا سرکوفت بزنید که ببین دوستت نمی ترسد، اما تو خیلی ترسویی، یادتان باشد که این رفتار غلط نه تنها ترس کودک را نمی کاهد بلکه اضطرابش را افزوده و عزت نفس او را با تحقیر شدن خدشه دار می کند. 

 

نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :

تصویر :

برچسب ها :